,   . . .   شروع (خانه)  . . .  موجودیت - هستی  . . .  آيا خدايي هست؟
 

 موجودیت - هستی
 راجع به عیسی مسیح؟
 تجربه
 چگونه خدا را بشناسیم
 مسائل زندگی
 مبهمات و معماها
 قسمت سئوال و جواب

 آیا سئوالی دارید؟
 اطلاعات درباره این سایت
 این سایت را به دوستان
 نقشه سایتها
 شروع (خانه)



آيا خدايي هست؟

آيا خدا وجود دارد؟ آيا مدرك و گواهي هست كه وجود خدا را ثابت كند؟ مقالة ذيل دلايل صريح و سادهاي را ارائه ميكند كه وجود خدا را باوركردني ميسازد . . .

به نوشتة مارلين آدامسون

0 آيا مايل نيستيد براي يك بار هم كه شده كسي شواهد و مداركي دال بر وجود خداوند به شما نشان دهد؟ بدون اينكه دستان خود را پيچ و تاب داده و يا اظهاراتي از اين قبيل را بيان كند كه: «تو لاجرم مجبور هستي باور كني.» اين مقاله تلاشي صادقانه است تا از طريق ارائه دلايلي چند، وجود خدا را ثابت نمايد.

ابتدا اين را در نظر داشته باشيد كه اگر كسي حتي امكان وجود خدا را نيز نپذيرد و با اين موضوع مخالفت كند، در اين صورت هر دليلي كه ارائه شود، آن را توجيه كرده و با تعبير و توضيحي آن را مردود خواهد شمرد. درست شبيه اين ميماند كه كسي كلاً نپذيرد كه انسان توانسته است بر روي كرة ماه قدم بگذارد، در اين صورت هيچ فرقي نميكند كه دربارة اين موضوع چه مقدار اطلاعات به او داده شود، طرز فكر او تغيير نخواهد كرد. اگر به اين شخص عكسهاي مستندي از فضانوردان نشان داده شود كه در حال راه رفتن بر روي كرة ماه هستند، و يا مصاحبههايي را كه با فضانوردان شده است به او نشان دهند و يا حتي سنگهايي را كه از سطح كرة ماه جمعآوري شده ببيند، تمامي اين شواهد و مدارك براي چنين شخصي بيارزش خواهد بود. زيرا او قبلاً نتيجهگيري كرده است كه انسان قادر نيست به كرة ماه برود.

وقتي كه صحبت از امكان وجود خداوند پيش ميآيد، كتاب مقدس ميفرمايد: «چونكه آنچه از خدا ميتوان شناخت، در ايشان ظاهر است زيرا خدا آن را بر ايشان ظاهر كرده است. زيرا كه چيزهاي ناديدة او يعني قوت سرمدي و الوهيتش از حين آفرينش عالم به وسيلة كارهاي او فهميده و ديده ميشود تا ايشان را عذري نباشد. زيرا هر چند خدا را شناختند، ولي او را چون خدا تمجيد و شكر نكردند بلكه در خيالات خود باطل گرديده، دل بيفهم ايشان تاريك گشت.» (روميان 1 : 19 - 21) از طرف ديگر كتاب مقدس دربارة كساني كه مايلند بدانند كه آيا خدا واقعاً وجود دارد، ميفرمايد: «و مرا خواهيد طلبيد و چون مرا به تمامي دل خود جستجو نماييد، مرا خواهيد يافت. و خداوند ميگويد كه مرا خواهيد يافت و اسيران شما را باز خواهم آورد.» (ارميا 29 : 13 - 14) قبل از اينكه به حقايقي كه وجود خدا را در بر دارد نگاه كنيد، از خود بپرسيد: اگر خدا وجود دارد، آيا من ميخواهم او را بشناسم؟ اگر اينچنين است، در اينجا دلايلي را مطالعه خواهيد كرد كه ميتوانيد دربارة آنها تفكر و تعمق كنيد ...

1. آيا خدا وجود دارد؟ پيچيدگي سيارة ما بر يك طراح انديشمند دلالت دارد كه نه تنها تعمداً عالم هستي را آفريده، بلكه امروز نيز از آن حمايت و نگهداري ميكند.

نمونههاي بيشماري را ميتوان ارائه نمود كه نشاندهندة طراحي خداوند است. شايد بتوان گفت كه مثالهايي از اين قبيل بيانتها است. در اينجا تعداد معدودي از اين نمونهها را مشاهده خواهيد كرد:

كرة زمين . . . اندازة آن كاملاً صحيح است. اندازة كرة زمين و هماهنگي و تناسب آن با نيروي جاذبة زمين باعث ميشود كه لاية نازكي كه حاوي گازهاي نيتروژن و اكسيژن است در فاصلة تقريباً 50 مايلي سطح كرة زمين قرار گيرد. اگر اندازة كرة زمين همانند سيارة عطارد كوچكتر بود، وجود جو يا اتمسفر در پيرامون كرة زمين غيرممكن ميشد. و اگر اندازة كرة زمين همانند سيارة مشتري بزرگتر بود، در اين صورت اتمسفر تنها حاوي هيدروژن آزاد ميبود. (برگرفته از مقالهاي به قلم آر. ايي. دي. كلارك، مجلة آفرينش، انتشارات تيندل، لندن، 1946، صفحة 20) كرة زمين تنها سيارة شناختهشدهاي است كه مجهز به جو يا اتمسفري است كه حاوي تركيب مناسبي از گازها ميباشد و قادر است حيات گياهان، جانوران و انسان را حفظ كند.

0 كرة زمين در فاصلة مناسبي از خورشيد قرار گرفته است. نوسانات دماي هوا را كه با آن مواجه هستيم و چيزي در حدود 30- درجه تا 120+ درجه است، در نظر بگيريد. اگر كرة زمين از خورشيد دورتر بود همة ما يخ ميزديم. از طرفي اگر نزديكتر به خورشيد بود، همة ما ميسوختيم. اگر كوچكترين تغييري در موقعيت كرة زمين نسبت به خورشيد وجود داشت، زندگي بر روي كرة زمين ناممكن ميشد. در حالي كه كرة زمين با سرعت 67000 مايل در ساعت به دور خورشيد ميگردد، در عين حال فاصلة مطلوب خود را نيز از خورشيد حفظ ميكند . . . كرة زمين دور محور خود نيز ميگردد و با اين عمل اين امكان را به وجود ميآورد كه تمامي سطح كرة زمين هر روز به طور مناسب گرم و خنك شود.

كرة ماه نيز با در نظر گرفتن نيروي جاذبهاي كه دارد، در اندازة درست و در فاصلة صحيحي از كرة زمين قرار گرفته است. كرة ماه باعث ايجاد جزر و مد و حركات مهمي در اقيانوسها ميشود كه در نتيجة اين حركات آب اقيانوسها راكد و ساكن نميماند و در عين حال از سرازير شدن آب حجيم اقيانوسها به قارهها نيز جلوگيري ميشود. (برگرفته از: شگفتيهاي خلقت خداوند، انجمن علوم مودي، شيكاگو، ايلينوي)

آب . . . بيرنگ، بيبو و بدون طعم است ليكن هيچ موجود زندهاي بدون آن قادر به ادامة حيات نيست. بيشترين قسمت گياهان، حيوانات و انسانها را آب تشكيل ميدهد (تقريباً دو سوم از بدن انسان از آب تشكيل شده است). در اينجا خواهيد ديد كه چرا ويژگيهاي آب منحصراً براي حيات جانداران مناسب است:

آب داراي نقطة جوش و نقطة انجماد بسيار بالايي است. آب به ما اين امكان را ميدهد كه در محيطي كه دماي هوا نوسانات متغيري دارد زندگي كنيم و باعث ميشود بدن ما دماي ثابت 37 درجة خود را حفظ كند.

0 آب حلالي جامع ميباشد. اين خاصيت آب باعث ميگردد كه هزاران نوع مواد شيميايي مانند مواد معدني و مغذي به تمامي قسمتهاي مختلف بدن ما برسد و حتي در كوچكترين رگهاي خوني ما نيز جريان پيدا كند.

آب داراي خاصيت منحصر به فردي است، يعني تمايل به كشش به سمت بالا را دارد. به خاطر اين خاصيت، آب اين قابليت را دارد كه در گياهان، عليرغم وجود نيروي جاذبة زمين به سمت بالا حركت كند و آب و مواد معدني مورد نياز براي حيات گياهان را حتي در بلندترين درختان نيز فراهم سازد.

در زمستان، آب از سطح به سمت پايين يخ ميزند و قابليت آن را دارد تا شناور شود، بنابراين ماهيان ميتوانند در فصل زمستان زنده بمانند. نود و هفت درصد از آبهاي كرة زمين را اقيانوسها تشكيل ميدهند. بر روي كرة ما سيستمي طراحي شده است كه نمك را از آب اقيانوسها جدا كرده و آب عاري از نمك را در تمامي نقاط كرة زمين تقسيم ميكند. با تبخير آب اقيانوسها، نمك آن باقي مانده و ابرها تشكيل ميشوند. باد قادر است تا به راحتي ابرها را پراكنده ساخته و در نتيجه آب در تمامي نقاط كرة زمين براي مصرف گياهان، حيوانات و انسان مهيا ميشود. اين يك سيستم پالايش و تامينكننده آب است كه به صورت چرخه عمل كرده و آب لازم براي بقاي حيات بر روي كرة زمين را به طور مداوم قابل استفاده ميسازد.

2. آيا خدا وجود دارد؟ پيچيدگي مغز انسان نشان ميدهد كه هوش و بصيرتي برتر در وراي آن وجود دارد.

مغز انسان . . . همزمان و در آن واحد حجم شگفتانگيزي از اطلاعات را دريافت ميكند. مغز شما قادر است اطلاعاتي از قبيل رنگها و اشيائي را كه ميبينيد، دماي محيط اطراف، مقدار فشاري كه پاي شما بر زمين وارد ميكند، صداهاي پيرامونتان، احساس خشكي دهانتان و حتي نوع جنس صفحة كليد كامپيوترتان را دريافت كند. مغز شما محل تجمع و دريافت تمامي احساسات، افكار و خاطرات شما ميباشد. مغز شما در آن واحد مراقب و پيگير اعمال ديگري است كه در بدن شما در حال انجام گرفتن است مانند الگوي تنفسي، حركات پلك، گرسنگي و حركات ماهيچههاي دستان شما.

مغز انسان ميتواند در هر ثانيه بيش از يك ميليون پيام را دريافت كند. مغز شما تمامي دادهها را سنجيده و پيامهايي كه از اهميت چنداني برخوردار نيستند را تصفيه ميكند. در نتيجة عمل غربال اطلاعات و دادهها، براي شما اين امكان به وجود ميآيد كه در دنياي خود بتوانيد تمركز كرده و عملكردي موثر داشته باشيد.

0 آيا به نظر شما مغزي كه داراي چنين قابليتي است كه ميتواند در هر ثانيه با بيش از يك ميليون اطلاعات مختلف سر و كار داشته باشد، در حالي كه همزمان اهميت اين اطلاعات را نيز سنجيده و به شما اين امكان را ميدهد تا در ارتباط با معتبرترين اطلاعات موجود عمل كنيد، ممكن است بر حسب شانس و اتفاقي به وجود آمده باشد؟

آيا صرفاً علل بيولوژيكي باعث شدهاند تا بافتهاي مناسب، جريان خون و ياختههاي عصبي شكل بگيرند؟ مغز انسان تنها يك عضو حيرتانگيز نيست كه وظايفي بر عهده دارد، بلكه بيش از يك عضو است. مغز انسان داراي هوش و فراست است، مغز قابليت استدلال، احساس، حركت و ارتباطسنجي را دارد. چگونه ميتوان مغز انسان را توضيح داد؟

3. آيا خدا وجود دارد؟ «شانس» يا «علل طبيعي» تنها توضيحات و تعابيري نارسا هستند.

اگر قبول نكنيم كه خدا وجود دارد، گزينة ديگر اين است كه باور كنيم هر آنچه پيرامون ما وجود دارد در اثر عوامل طبيعي و كاملاً تصادفي به وجود آمده است. فرض كنيم كسي تاس ميريزد. در اين صورت ممكن است تاسها طوري بغلتند كه شخص بتواند جفت شش بياورد. اما اگر تاسها كاملاً سفيد باشند و هيچ نقطهاي بر روي آنها وجود نداشته باشد، آنگاه ممكن نيست با غلتاندن تاسها بر روي آنها نقطه پديد آيد. پاستور، قرنها پيش (هنوز هم علم اين گفته را تاييد ميكند) ثابت كرد كه ممكن نيست زندگي و حيات از يك منبع غير جاندار به وجود بيايد. پس حيات انسان، حيوان و گياه از كجا آمده است؟

توضيحات نارسا و ناكافي كه عوامل طبيعي را باعث ايجاد حيات ميداند، قادر نيست ميزان اطلاعات دقيق موجود در DNA انسان را توضيح دهد. كسي كه وجود خدا را حذف ميكند، به اين نتيجهگيري و توضيح بسنده ميكند كه هر آنچه پيرامون ما وجود دارد، بدون دليل، بدون هيچ طراحي و صرفاً از روي بخت و اقبال خوب به وجود آمده است. چنين شخصي ميخواهد با ديدي عقلاني و روشنفكرانه، اين طراحي پيچيده را به شانس و اقبال نسبت دهد.

4. آيا خدا وجود دارد؟ اگر كسي بخواهد دربارة عدم وجود خدا اظهار نظري قطعي كند، بايد اشتياق و باور خيل عظيم و بيشمار كساني كه عقيده دارند خداوند وجود دارد را ناديده گرفته و بياساس بداند.

اين سخن به اين معنا نيست كه اگر تعداد قابل قبولي از مردم بر باور موضوعي اتفاق نظر داشته باشند، پس لزوماً آن موضوع حقيقت دارد. براي مثال علم حقايق جديدي را در رابطه با جهان هستي و كائنات كشف كرده است كه نظريات و نتايج قبلي را مردود ميسازد. اما عليرغم پيشرفت علم، هيچ كشف جديدي نتوانسته است اين احتمال قريب به يقين كه يك موجود هوشمند در كار خلقت دست داشته است را نقض كند. در حقيقت هر چه علوم مختلف دربارة زندگي انسان و جهان هستي كشفيات بيشتري ميكنند، بيش از پيش متوجه پيچيدگي و طراحي دقيق در كار خلقت ميشوند. به جاي اينكه كشفيات دانشمندان حقيقت وجود خدا را كمرنگ كند، با زيادتر شدن شواهد و مدارك، افكار را به سمت وجود منبعي هوشمند و آگاه هدايت ميكند. ولي مدارك عيني و قابل مشاهده، تنها دلايل اثبات وجود خدا نيستند.

نكتة بزرگتري نيز وجود دارد. در طول تاريخ، ميلياردها نفر در دنيا در رابطه با موضوع وجود خدا، با اعتقادي راسخ، شهادتهايي قطعي و محكم دادهاند. پايه و مبناي اين شهادتها بر اساس رابطة شخصي و معقول آنها با خداوند بوده است. امروزه ميليونها نفر قادرند تا شرحي كامل، همراه با جزئيات را كه از تجربيات شخصي خود با خدا داشتهاند بيان كنند. براي مثال آنها ميتوانند به موضوعاتي از اين قبيل كه چگونه پاسخ دعاهاي خود را دريافت كردهاند، راههاي شگفتانگيزي كه خدا نيازهاي آنها را برآورده ساخته است و يا طريقهاي عجيبي كه خداوند آنها را هنگام اخذ تصميمات مهم راهنمايي نموده است، اشاره كنند. آنها نه تنها ميتوانند ايمان خود را براي شما توصيف كنند بلكه قادرند تا از كارهايي كه خدا در زندگيشان انجام داده است شرحي كامل و به تفصيل در اختيار شما قرار دهند. بسياري از مردم اطمينان دارند كه خدايي بامحبت وجود دارد كه وفاداري خود را به آنها نشان داده است. اگر شما در ارتباط با وجود خدا و عقايد مذهبي شخصي شكاك هستيد، آيا قادريد با قاطعيت اعلام كنيد كه: «كاملاً حق با من است و ديگران دربارة خدا اشتباه ميكنند؟»

5. آيا خدا وجود دارد؟ ما ميدانيم كه خدا وجود دارد زيرا كه او به دنبال ما است. خداوند دائماً خود را به ما مينماياند و در جستجوي آن است كه ما به او روي آوريم.

من خود زماني يك ملحد بودم. مانند اغلب ملحدين، موضوع ايمان مردم به خدا مرا بسيار آزار ميداد. نميدانم چرا ما منكران خدا اين همه وقت، توجه و انرژي خود را صرف تكذيب كردن چيزي ميكنيم كه حتي باور نداريم وجود دارد؟! چه عاملي باعث ميشود ما اينگونه رفتار كنيم؟ زماني كه من يك ملحد بودم، غرض و مقصود خود را با كمك و حمايت از مردم فقير و بيچاره نشان ميدادم، ميخواستم از خواب و خيال بيدارشان كنم و به آنها كمك كنم تا متوجه شوند كه اميدشان كاملاً واهي و بيهوده است. اگر بخواهم صادق باشم بايد اعتراف كنم كه انگيزة ديگري نيز داشتم. در حالي كه ايمانداران را به مبارزه ميطلبيدم، كنجكاو بودم ببينم كه آيا آنها ميتوانند مرا طور ديگري متقاعد بسازند يا خير. قسمتي از تلاش و كوششم اين بود كه از موضوع مورد بحث دربارة خدا رهايي يابم. اگر ميتوانستم به طور قاطع و نهايي به ايمانداران ثابت كنم كه آنها در اشتباه هستند، آن موقع ديگر بحثي در ميان نبود و من ميتوانستم به راحتي و آزادانه به دنبال زندگي خود بروم.

0 من اين را درك نميكردم كه چرا موضوع و بحث خداوند تا اين حد بر ذهن من سنگيني كرده و فكرم را مشغول خود ساخته بود. دليلش اين بود كه خدا بر اين موضوع اصرار ميورزيد. من به اين نتيجه رسيدهام كه خدا ميخواهد تا ما او را بشناسيم. خداوند ما را با اين هدف و مقصود خلق كرده است كه او را بشناسيم. خداوند با شواهدي كه وجودش را ثابت ميكند ما را احاطه كرده و اين پرسش را درست روبروي ما قرار داده است كه آيا او واقعاً وجود دارد يا خير. من قادر نبودم از اين فكر كه ممكن است خدا واقعاً وجود داشته باشد خلاصي و رهايي يابم. در واقع روزي كه اين واقعيت را تصديق كردم كه خدا وجود دارد، دعاي من اينگونه شروع شد: «خيلي خوب، تو برنده شدي . . .» ممكن است دليل نهفتهاي كه باعث ميشود منكرين خدا هنگام روبرو شدن با ايمانداران تا اين حد احساس ناراحتي و پريشاني كنند، اين باشد كه خداوند فعالانه دارد آنها را تعاقب ميكند.

من تنها كسي نيستم كه چنين تجربهاي را داشته است. مالكوم ماگريج كه يك مولف سوسياليست و فلسفي است، ميگويد: «من به نوعي اين تصور و انديشه را داشتم كه در كنار تحقيق و جستجويي كه انجام ميدادم كسي در تعقيبم بود.» سي. اس. لوييس ميگويد كه به خاطر دارد: « ... شبهاي متوالي زماني كه حتي براي يك لحظه ذهنم از كار دور ميشد، احساس ميكردم كسي كه به هيچ عنوان مشتاق نبودم ملاقاتش كنم بيامان و پيوسته سعي ميكرد به من نزديك شود. بالاخره تسليم شدم و پذيرفتم كه خدا، خداست و زانو زده دعا كردم. شايد آن شب من در تمام انگلستان محزونترين و بيميلترين كسي بودم كه زندگياش تغيير كرده بود.»

در نتيجة شناخت خدا، لوييس كتابي با عنوان «متعجب از مسرت و شادي» نوشت. من نيز هيچ توقع و انتظاري جز اين نداشتم كه وجود خدا را آنگونه كه مستحق بود تصديق كنم. با اين حال پس از گذشت چندين ماه از محبتي كه خدا نسبت به من داشت شگفتزده شدم.

6. آيا خدا وجود دارد؟ بيشباهت با ديگر مكاشفاتي كه از خداوند به عمل آمده است، عيسي مسيح واضحترين و صريحترين تصويري است كه نشان ميدهد خداوند در پي ما است.

چرا عيسي؟ اگر به مذاهب و اديان بزرگي كه در دنيا وجود دارد نگاه كنيد در مييابيد كه بودا، محمد، كنفسيوس و موسي همگي خود را معلمين و يا انبيا معرفي كردهاند. هيچكدام از آنها ادعا نكردند كه با خداوند برابرند. حيرتانگيز است، اما عيسي اين ادعا را كرد. اين موردي است كه عيسي را از ديگران متمايز ميسازد. عيسي گفت كه خداوند وجود دارد و شما داريد به او نگاه ميكنيد. اگرچه او داشت دربارة پدر آسماني خود كه در بهشت است سخن ميگفت، اما اين سخن از موضع جدايي و دوري نبود، بلكه از موضع يك اتحاد و همبستگي نزديك و بينظير بين تمامي نوع بشر بود.

عيسي فرمود هر كس كه او را ديده است پدرش را ديده است و هر كس كه به او ايمان آورد به پدر ايمان آورده است.

عيسي فرمود: «من نور عالم هستم. كسي كه مرا متابعت كند، در ظلمت سالك نشود بلكه نور حيات را يابد.» (يوحنا 8 : 12) عيسي ادعا نمود كه صفاتي را داراست كه صرفاً متعلق به خداست: قادر است گناهان انسان را ببخشد، انسان را از عادت گناه كردن رها سازد، به انسان يك زندگي پر بركت ببخشد و حيات ابدي را در بهشت به انسان بدهد. برخلاف تعليمدهندگان ديگر كه مردم را متوجه سخنان خود ميساختند، عيسي مردم را متوجه خود ساخت. عيسي نگفت: «از سخنان من پيروي و اطاعت كنيد تا حقيقت را بيابيد.» عيسي گفت: «من راه و راستي و حيات هستم. هيچكس نزد پدر جز به وسيلة من نميآيد.» (يوحنا 14 : 6)

عيسي چه گواه و دليلي ارائه نمود تا ثابت كند كه او الهي است؟ او كارهايي را انجام داد كه ديگران قادر به انجامش نبودند. عيسي معجزه كرد. او بيماران را شفا داد . . . نابينايان، لنگان و ناشنوايان را شفا داد و حتي چند نفر را از مردگان زنده كرد. عيسي بر روي اشياء بيجان نيز قدرت داشت . . . عيسي براي سير كردن هزاران نفر، از هيچ غذا به وجود آورد. او بر روي نيروهاي طبيعت نيز تسلط داشت و معجزه مينمود . . . عيسي بر روي درياچه راه رفت و به خاطر دوستاني كه در درياچه داشت به طوفان خشمگين و خروشان دستور داد تا آرام گيرد. همه جا مردم به دنبال عيسي راه ميافتادند زيرا كه او دائماً نيازهاي آنها را برآورده ميساخت و معجزه ميكرد. عيسي فرمود: «مرا تصديق كنيد كه من در پدر هستم و پدر در من است، والا مرا به سبب آن اعمال تصديق كنيد.» (يوحنا 14 : 11)

عيسي مسيح نشان داد كه خداوند ملايم و مهربان است و به خوبي از خودمحوريهاي ما و نقاط ضعف و كاستيهاي ما آگاه است. اما عليرغم تمامي اينها او مشتاق است تا با ما رابطه داشته باشد. عيسي اين واقعيت را آشكار نمود كه اگرچه خداوند به چشم يك گناهكار به ما نگاه ميكند كه سزاوار مجازات است، ليكن به جهت محبتي كه او نسبت به ما دارد نقشة خود را تغيير داد و طرح ديگري براي ما آماده نمود. خداوند خود به شكل انسان در آمد و مجازات گناهان ما را پذيرفت. آيا به نظر شما مضحك است؟ شايد، ولي بسياري از پدران بامحبت در بخش سرطان بيمارستانهاي كودكان حاضرند تا با مسرت تمام جاي خود را با فرزندشان عوض كنند، البته اگر اين امكان وجود داشت. كتاب مقدس ميفرمايد دليل اينكه ما خدا را دوست ميداريم آن است كه اول او ما را دوست داشته و به ما محبت نموده است.

عيسي به جاي ما مرد تا ما بخشوده شويم. در بين تمامي اديان شناخته شده، تنها توسط عيسي مسيح است كه شما ميتوانيد تلاش خدا براي رسيدن و نزديك شدن به انسان را ببينيد. تنها از طريق عيسي مسيح اين امكان وجود دارد كه با خدا ارتباط برقرار كنيم. عيسي ثابت نمود كه قلبي الهي و پر از مهر و محبت دارد، تمامي نيازهاي ما را برآورده ميسازد و ما را به سوي خود ميكشد. به دليل مرگ و رستاخيز مسيح، او امروز قادر است زندگي جديدي به ما ببخشد. امروز ما ميتوانيم بخشش خدا را دريافت كرده، از جانب او كاملاً پذيرفته شده و محبت خالص و حقيقي او را دريافت كنيم. خداوند ميفرمايد: «با محبت ازلي تو را دوست داشتم، از اين جهت تو را به رحمت جذب نمودم.» (ارميا 31 : 3) اين خداوند است كه عمل ميكند.

آيا خدا وجود دارد؟ اگر مايليد پاسخ اين سوال را بدانيد، در مورد عيسي مسيح تحقيق كنيد. به ما گفته شده است كه: «زيرا خدا جهان را اينقدر محبت نمود كه پسر يگانة خود را داد تا هر كه بر او ايمان آورد هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد.» (يوحنا 3 : 16)

اگرچه خداوند ميتواند ما را مجبور سازد تا به او ايمان آوريم، اما او اين كار را نميكند. در عوض او به اندازة كافي شواهد و مدارك براي اثبات وجودش در اختيار ما گذاشته است تا با ميل خود به دعوت او پاسخ دهيم. براي مثال فاصلة دقيق و حساب شدة كرة زمين از خورشيد، خواص شيميايي منحصر به فرد آب، مغز انسان،DNA ، تعداد بيشمار مردمي كه وجود خدا را تصديق ميكنند، نگراني قلب و فكر ما براي تشخيص اينكه آيا خداوند وجود دارد يا خير و ميل و اشتياق خداوند براي اينكه ما از طريق عيسي مسيح او را بشناسيم، از آن جملهاند. اگر مايليد دربارة عيسي و دلايلي كه بايد به او ايمان آوريد بيشتر بدانيد، لطفاً: ماوراي ايماني كوركورانه را ملاحظه نماييد.

اگر ميخواهيد رابطة خود را با خدا آغاز كنيد، هم اكنون ميتوانيد اين كار را انجام دهيد.

اين تصميم خودتان است و هيچ اجباري در كار نيست. اما اگر مايليد تا گناهانتان به وسيلة خداوند بخشيده شود و رابطة خود را با او آغاز كنيد ميتوانيد همين الان اين كار را انجام دهيد. از خداوند خواهش كنيد تا شما را ببخشد و وارد زندگيتان شود. عيسي فرمود: «اينك بر در ايستاده ميكوبم؛ اگر كسي آواز مرا بشنود و در را باز كند، به نزد او در خواهم آمد و با وي شام خواهم خورد و او نيز با من.» (مكاشفه 3 : 20) اگر مايليد خدا را به قلب خود دعوت كنيد ولي مطمئن نيستيد كه چگونه درخواست خود را در قالب كلمات بيان كنيد، اين دعا به شما كمك خواهد كرد: «اي عيسي، از تو ممنونم كه به خاطر گناهان من جانت را فدا كردي. تو از زندگي من آگاهي و ميداني كه محتاج بخشش تو هستم. از تو خواهش ميكنم كه هم اكنون گناهان مرا بخشيده و وارد زندگي من شوي. من مايلم تا تو را به واقع بشناسم. هم اينك وارد زندگي من شو. از تو ممنونم كه مايل بودي تا با من رابطه داشته باشي. آمين.»

خداوند به رابطة خود با شما به عنوان يك رابطة دائمي نگاه ميكند. بنا به اظهار تمامي كساني كه به عيسي ايمان دارند، عيسي دربارة ما فرمود: «گوسفندان من آواز مرا ميشنوند و من آنها را ميشناسم و مرا متابعت ميكنند. و من به آنها حيات جاوداني ميدهم و تا به ابد هلاك نخواهند شد و هيچكس آنها را از دست من نخواهد گرفت.» (يوحنا 10 : 27 - 28)

بنابراين آيا خدا وجود دارد؟ با نگاه كردن به تمامي اين حقايق، ميتوان به اين نتيجه رسيد كه خدايي بامحبت وجود دارد كه ميتوان او را شخصاً و از نزديك شناخت. اگر در رابطه با ادعاي الوهيت مسيح و وجود خداوند به اطلاعات بيشتري نياز داريد و يا سوالاتي مهم از اين قبيل در ذهن شما وجود دارد، لطفاً به ما ايميل بزنيد.

 من الان از عیسی مسیح خواستم به زندگیم وارد شود. (در ادامه اطلاعات مفیدی وجود دارد)

 من تردید دارم، خواهش میکنم که در این مورد بیشتر توضیح دهید.

 من یک سئوال دارم....

دربارة نويسنده:
براي مارلين آدامسون، به عنوان كسي كه سابقاً يك ملحد بوده است، بسيار مشكل بود كه دعاهاي پاسخ داده شده و طريقة زندگي دوست صميمي خود را ناديده بگيرد. در حالي كه مارلين ايمان و اعتقادات دوستش را زير سوال ميبرد و به مبارزه ميطلبيد، از ديدن آن همه شواهد عيني در ارتباط با وجود خدا شگفتزده شد. پس از يك سال تحقيق مداوم و مصر، او به دعوت خدا براي ورود به زندگياش پاسخ مثبت داد. مارلين دريافته است كه ايمان به خدا با دلايل و مدارك قابل اثبات بوده و بسيار با ارزش ميباشد.

 

این صفحه را با دیگران تقسیم کنید
چطور میتوانیم با خداوند رابطه شخصثی خود را آغاز نمائیم؟

 
       Everypersianstudent.com ©       شروع (خانه)       بالای صفحه       با ما تماس بگیرید