,   . . .   شروع (خانه)  . . .  مبهمات و معماها  . . .  از كار افتاده، اما نه دلتنگ و غمگين
 

 موجودیت - هستی
 راجع به عیسی مسیح؟
 تجربه
 چگونه خدا را بشناسیم
 مسائل زندگی
 مبهمات و معماها
 قسمت سئوال و جواب

 آیا سئوالی دارید؟
 اطلاعات درباره این سایت
 این سایت را به دوستان
 نقشه سایتها
 شروع (خانه)



از كار افتاده، اما نه دلتنگ و غمگين

چگونه يك نفر بعد از يك حادثة شيرجه با مصدوميت نخاع خود و احساس اندوه و يأس مواجه شد، و اميد را يافت.

به نوشتة: استيسي جيمز

0 زماني كه دانشجوي سال سوم دانشكده بودم، در اثر يك حادثة شيرجه از گردن به پايين فلج شدم. در عرض يك ثانيه دنياي من براي هميشه تغيير كرد. ناگهان از يك دانشجوي بينهايت فعال دانشكده تبديل به كسي شدم كه ديگر هرگز نميتوانست كارهايي را كه به آن علاقمند است انجام دهد، مانند دويدن، رقصيدن، چرخاندن عصا همراه با حركات موزون و نواختن پيانو و گيتار. من تصميم گرفته بودم كه يك مبلغ مذهبي شوم و با زندگي خود به خدا خدمت كنم. چگونه خدا اجازه داده بود تا چنين اتفاقي براي من بيفتد؟

اغلب اوقات در رختخوابم دراز ميكشيدم و گريه ميكردم، چون درون بدني اسير و گرفتار بودم كه كنترلش دست من نبود. گريه ميكردم چون دوستانم با من غريبه شده بودند، و گريه ميكردم چون پزشكان قرار بود بتوانند اين وضع را درست كنند. بعضي اوقات وقتي كه پزشكان دربارة وضعيت من طوري رفتار ميكردند كه گويي ميخواستند بگويند چارهاي نيست و حقيقت امر اين است، بسيار عصباني ميشدم و زماني كه در راهروي دانشكده با صندلي چرخدار حركت ميكردم و دانشجويان ديگر به من خيره ميشدند بسيار خجالت ميكشيدم.

در كتاب مقدس خوانده بودم كه خداوند ميفرمايد به محض اينكه او را شناختيم، ديگر هرگز ما را ترك نخواهد كرد. اگر چه مأيوس و نااميد در رختخواب خود دراز ميكشيدم، اما ميدانستم كه اميدي وجود دارد چون خدا مرا دوست داشت و هنوز هم براي زندگي من هدف و منظوري داشت. انتخاب بر عهدة من بود، ميتوانستم اين را باور كنم و اجازه دهم تا خدا در اين وضعيت مرا همراهي كند، و يا از دست خدا عصباني باشم و با او تلخي و تندي كنم. من تصميم گرفتم تا از خدا پيروي كنم اگر چه شايد احساساتم در آن موقعيت با من موافق نبودند و مرا همراهي نميكردند.

اغلب اوقات زماني كه اتفاق بدي براي ما ميافتد دچار وسوسه ميشويم تا در خصوص محبتي كه خدا نسبت به ما دارد ترديد كنيم و اظهار ميكنيم: «خداوندا، اگر مرا دوست داري اجازه نخواهي داد تا من اينگونه زجر بكشم.» من اين را ياد گرفتهام كه ما نميتوانيم اجازه دهيم كه موقعيتهاي مختلف تعيينكنندة محبت خدا نسبت به ما باشند. «و محبت خدا به ما ظاهر شده است به اينكه خدا پسر يگانة خود را به جهان فرستاد تا به وي زيست نماييم.» (اول يوحنا 4 : 9) اين تنها چيزي است كه براي تعيين كردن محبت خدا نسبت به خود بايستي به آن بنگريم و نه به وجود بركات و يا عدم بركات در زندگي خود.

من آموختم كه محبت به معناي عدم وجود درد و رنج و مشكلات در زندگي نيست. اغلب خداوند از اينها استفاده ميكند تا به ما كمك نمايد كه در زندگي روحاني خود بالغتر شده و بيشتر رشد كنيم. زندگي دشوار است و همواره اينگونه خواهد بود. من هنوز هم مشكلاتي را كه عوارض و عواقب همان حادثه است تجربه ميكنم، و عزيزاني داشتهام كه آنها را از دست دادهام. زندگي تلفيقي از خوب و بد است و اين ماهيت و ذات زندگي است. هر چقدر بيشتر از عمرم ميگذرد ياد ميگيرم كه بيش از پيش اين حقيقت را بپذيرم.

همچنين خداوند اين آزادي را به ما ميدهد تا احساس درد كرده و اشك بريزيم. اگر احساسات خود را بروز ندهيم و درد را در درون خود خفه كنيم، به مرور زمان احساسات خفه شده به شكلي مخرب خود را آشكار خواهند ساخت. وقتي از مشكلي رنج ميبريم، احتياج به زمان داريم تا بتوانيم آن ضايعه و يا بحران را پشت سر بگذاريم، و بتوانيم اندوه خود را به طرزي درست ابراز كنيم. لزومي ندارد جبههگيري كنيم، خصوصاً در مقابل خدا. خداوند ما را آفريده است و دقيقاً ميداند كه ما چه احساسي داريم. من هنوز هم سوالات و احساسات خود را در دعا به حضور خدا ميبرم و همچنين زماني كه احتياج به صحبت با كسي دارم كه از گوشت و پوست ساخته شده است با دوستان نزديك خود حرف ميزنم.

خداوند دربارة آيندة اميدواركنندهاي نيز وعده ميدهد. هر چه بيشتر با مشكلات مصدوميت نخاع زندگي ميكنم، بيشتر مشتاق رسيدن آن روزي ميشوم كه بار ديگر خواهم توانست در بهشت قدم بزنم. خداوند براي ما مكاني را مهيا ساخته است كه ديگر در آنجا هيچ اشكي، دردي، بيماري و مرگي وجود نخواهد داشت.

تا امروز به خاطر شرايط زندگي خود تلخكام نيستم. من نيكويي خدا را ديدهام و به شخصي قويتر تبديل شدهام. من ترجيح ميدهم كه درون صندلي چرخدار باشم و خدا را بشناسم تا اينكه يك ورزشكار حرفهاي يك ميليون دلاري باشم و ابديت را به دور از خدا و جداي از او سپري كنم.

براي اينكه بيشتر با داستان زندگي استيسي آشنا شويد به وب سايت او مراجعه كنيد. www.walkingvictorious.com

 

این صفحه را با دیگران تقسیم کنید
چطور میتوانیم با خداوند رابطه شخصی خود را آغاز نمائیم؟

 
       Everypersianstudent.com ©       شروع (خانه)       بالای صفحه       با ما تماس بگیرید