جواب سئوالات درباره زندگی و خداوند
 شروع (خانه) راجع به عیسی مسیح؟ آيا عيسي هرگز گفت كه او خداست؟
آيا عيسي خداست؟ دربارة اين ادعاي جالب تحقيق كنيد . . .

به نظر ميآيد كه اولين پيروان عيسي كاملاً به اين موضوع اعتقاد داشتند كه عيسي، خداي كامل است كه به شكل انسان ظاهر شد. پولس فرمود: «عيسي صورت خداي ناديده است ... در او كامليت خدا ساكن شد.» يوحنا گفت: «عيسي جهان را آفريد.» پطرس گفت: «هر كس كه به او ايمان آورد بخشش گناهان را از طريق نام او دريافت خواهد كرد.»

اما عيسي دربارة خودش چه گفت؟ آيا او هرگز خود را به عنوان خدا معرفي نمود؟ مطابق با آنچه در كتاب مقدس ميخوانيم قطعاً همينطور است. در ذيل برخي از اظهارات عيسي را در طول مدتي كه بر روي زمين ميزيست، ميخوانيم.

آيا عيسي خدا است؟ عيسي چگونه به اين موضوع اشاره نمود كه او خود خداوند است:

«يهوديان بدو گفتند: "هنوز پنجاه سال نداري و ابراهيم را ديده اي؟" عيسي بديشان گفت: "آمين آمين به شما ميگويم كه پيش از آنكه ابراهيم پيدا شود من هستم." آنگاه سنگها برداشتند تا او را سنگسار كنند. اما عيسي خود را مخفي ساخت و از ميان گذشته، از هيكل بيرون شد و همچنين برفت.» (يوحنا 8 : 57 - 59)

«"من و پدر يك هستيم." آنگاه يهوديان باز سنگها برداشتند تا او را سنگسار كنند. عيسي بديشان جواب داد: "از جانب پدر خود بسيار كارهاي نيك به شما نمودم. به سبب كداميك از آنها مرا سنگسار ميكنيد؟" يهوديان در جواب گفتند: "به سبب عمل نيك تو را سنگسار نميكنيم، بلكه به سبب كفر، زيرا تو انسان هستي و خود را خدا ميخواني."» (يوحنا 10 : 30 - 33) «آنگاه عيسي ندا كرده، گفت: "آنكه به من ايمان آورد، نه به من بلكه به آنكه مرا فرستاده است، ايمان آورده است. و كسي كه مرا ديد فرستندة مرا ديده است. من نوري در جهان آمدم تا هر كه به من ايمان آورد در ظلمت نماند."» (يوحنا 12 : 44 - 46)

«و چون پاهاي ايشان را شست، رخت خود را گرفته، باز بنشست و بديشان گفت: "آيا فهميديد آنچه به شما كردم؟ شما مرا استاد و آقا ميخوانيد و خوب ميگوييد زيرا كه چنين هستم. پس اگر من كه آقا و معلم هستم، پاهاي شما را شستم، بر شما نيز واجب است كه پاهاي يكديگر را بشوييد."» (يوحنا 13 : 12 - 14)

«عيسي بدو گفت: "من راه و راستي و حيات هستم. هيچكس نزد پدر جز به وسيلة من نميآيد. اگر مرا ميشناختيد، پدر مرا نيز ميشناختيد و بعد از اين او را ميشناسيد و او را ديده ايد." فيليپس به وي گفت: "اي آقا پدر را به ما نشان ده كه ما را كافي است." عيسي بدو گفت: "اي فيليپس در اين مدت با شما بوده ام، آيا مرا نشناخته اي؟ كسي كه مرا ديد، پدر را ديده است. پس چگونه تو ميگويي پدر را به ما نشان ده؟"» (يوحنا 14 : 6 - 9)

آيا عيسي خدا است؟ آنطور كه او خود را توصيف نمود:

«عيسي بديشان گفت: "آمين آمين به شما ميگويم كه موسي نان را از آسمان به شما نداد، بلكه پدر من نان حقيقي را از آسمان به شما ميدهد. زيرا كه نان خدا آن است كه از آسمان نازل شده، به جهان حيات ميبخشد." آنگاه بدو گفتند: "اي خداوند اين نان را پيوسته به ما بده." عيسي بديشان گفت: "من نان حيات هستم. كسي كه نزد من آيد، هرگز گرسنه نشود و هر كه به من ايمان آرد، هرگز تشنه نگردد."» (يوحنا 6 : 32 - 36)

«پس عيسي باز بديشان خطاب كرده، گفت: "من نور عالم هستم. كسي كه مرا متابعت كند، در ظلمت سالك نشود بلكه نور حيات را يابد." آنگاه فريسيان بدو گفتند: "تو بر خود شهادت ميدهي، پس شهادت تو راست نيست." عيسي در جواب ايشان گفت: "هر چند من بر خود شهادت ميدهم، شهادت من راست است زيرا كه ميدانم از كجا آمده ام و به كجا خواهم رفت، ليكن شما نميدانيد از كجا آمده ام و به كجا ميروم."» (يوحنا 8 : 12 - 14)

«آنگاه عيسي بديشان باز گفت: "آمين آمين به شما ميگويم كه من در گوسفندان هستم. جميع كساني كه پيش از من آمدند، دزد و راهزن هستند، ليكن گوسفندان سخن ايشان را نشنيدند. من در هستم! هر كه از من داخل گردد، نجات يابد و بيرون و درون خرامد و علوفه يابد. دزد نميآيد مگر آنكه بدزدد و بكشد و هلاك كند. من آمدم تا ايشان حيات يابند و آن را زيادتر حاصل كنند. من شبان نيكو هستم. شبان نيكو جان خود را در راه گوسفندان مينهد."» (يوحنا 10 : 7 - 11)

«پس مرتا به عيسي گفت: "اي آقا اگر در اينجا ميبودي، برادر من نميمرد. و ليكن الآن نيز ميدانم كه هر چه از خدا طلب كني، خدا آن را به تو خواهد داد." عيسي بدو گفت: "برادر تو خواهد برخاست." مرتا به وي گفت: "ميدانم كه در قيامت روز بازپسين خواهد برخاست." عيسي بدو گفت: "من قيامت و حيات هستم. هر كه به من ايمان آورد، اگر مرده باشد، زنده گردد. و هر كه زنده بود و به من ايمان آورد، تا به ابد نخواهد مرد. آيا اين را باور ميكني؟" او گفت: "بلي اي آقا، من ايمان دارم كه تويي مسيح پسر خدا كه میباید به جهان بیآید."» (يوحنا 11 : 21 - 27)

آيا عيسي خداست؟ آنچه كه او دربارة دليل فرستاده شدنش به اين دنيا فرمود:

«عيسي ايشان را پيش طلبيده، گفت: "آگاه هستيد كه حكام امت ها بر ايشان سروري ميكنند و روسا بر ايشان مسلطند. ليكن در ميان شما چنين نخواهد بود، بلكه هر كه در ميان شما ميخواهد بزرگ گردد، خادم شما باشد. و هر كه ميخواهد در ميان شما مقدم بود، غلام شما باشد. چنانكه پسر انسان نيامد تا مخدوم شود بلكه تا خدمت كند و جان خود را در راه بسياري فدا سازد."» (متي 20 : 25 - 28)

«زيرا كه شاگردان خود را اعلام فرموده، ميگفت: "پسر انسان به دست مردم تسليم ميشود و او را خواهند كشت و بعد از مقتول شدن، روز سوم خواهد برخاست." اما اين سخن را درك نكردند و ترسيدند كه از او بپرسند.» (مرقس 9 : 31 - 32)

«زيرا خدا جهان را اينقدر محبت نمود كه پسر يگانة خود را داد تا هر كه بر او ايمان آورد، هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد. زيرا خدا پسر خود را در جهان نفرستاد تا بر جهان داوري كند، بلكه تا به وسيلة او جهان نجات يابد. آنكه به او ايمان آرد، بر او حكم نشود؛ اما هر كه ايمان نياورد الآن بر او حكم شده است، به جهت آنكه به اسم پسر يگانة خدا ايمان نياورده.» (يوحنا 3 : 16 - 18)

«هر آنچه پدر به من عطا كند، به جانب من آيد و هر كه به جانب من آيد، او را بيرون نخواهم نمود. زيرا از آسمان نزول كردم نه تا به ارادة خود عمل كنم، بلكه به ارادة فرستندة خود. و ارادة پدري كه مرا فرستاد اين است كه از آنچه به من عطا كرد، چيزي تلف نكنم بلكه در روز بازپسين آن را برخيزانم. و ارادة فرستندة من اين است كه هر كه پسر را ديد و بدو ايمان آورد، حيات جاوداني داشته باشد و من در روز بازپسين او را خواهم برخيزانيد.» (يوحنا 6 : 37 - 40)


آيا هنوز هم كنجكاو هستيد تا بدانيد كه آيا عيسي واقعاً خدا است؟ براي اينكه سخنان عيسي را بيشتر بخوانيد و اين موضوع را درك كنيد كه او چرا به اين دنيا آمد، ميتوانيد در همين سايت انجيل «يوحنا» را از كتاب مقدس مطالعه كنيد.

 

+  این صفحه را با دیگران تقسیم کنید +  چطور میتوانیم با خداوند رابطه شخصی خود را آغاز نمائیم؟