جواب سئوالات درباره زندگی و خداوند
 شروع (خانه) موجودیت - هستی چرا خدايي را كه در كتاب مقدس است برگزيده ايم؟
طبيعت و خوي انساني، آزادي انتخاب كردن «خداي» خود را دوست دارد. چرا خداي آشكار شده در كتاب مقدس را بايد برگزيد؟

بسياري از ما تصوير خدايي «ايده ال» را در ذهن خود داريم. شايد پيش خود فكر ميكنيم كه خدا بايد توانا باشد، بتواند با ما گفتگو كند و از ما مواظبت نمايد. خصوصيات زير تا اندازه اي به ما نشان ميدهد كه كتاب مقدس در مورد خدا به ما چه ميگويد . . .

1- ذات خداوند - خدايي كه بزرگتر از ما است.

0 بشر در سالهاي اخير گام هاي بلندي را در راه پيشرفت و ترقي برداشته است. ما اكنون ميتوانيم طول عمر بيشتري نسبت به پيشينيان خود داشته باشيم. قادر هستيم مافوق صوت حركت كنيم، ميتوانيم از طريق صفحة كليد كامپيوتر به تمامي دنيا دسترسي داشته باشيم. اما در عين حال كه در برخي از زمينه ها پيشرفت كرده ايم، از طرفي به نظر ميرسد كه در بسياري از موارد از مسير درست منحرف شده ايم. هر دهه شاهد افزايش جنايات خشونت بار، افزايش آمار طلاق و خودكشي نوجوانان هستيم. هزاران نفر در نقاط مختلف جهان به HIV مبتلا ميشوند و صدها ميليون نفر گرسنگي محض را تجربه ميكنند.

اين فهرست را ميتوان باز هم ادامه داد. براي مثال در دهه هاي اخير شاهد شكسته شدن ركورد جنگهاي گوناگون در ميان كشورهاي مختلف دنيا هستيم. اگر بشريت خود خداست، به نظر نميرسد كه وظيفة خود را به درستي انجام ميدهيم. با وجود تكنولوژي پيشرفته و برتر، هنوز جنايت، طلاق، جنگهاي نژادي و گرسنگي كه دولت بر مردم تحميل ميكند، هنوز هم ادامه دارد. بنابراين بهتر نيست خدايي داشته باشيم كه از نوع بشر بزرگتر است، خدايي كه قادر است ما را فراتر از جايي كه هستيم ببرد؟

خدايي كه در كتاب مقدس توصيف شده است اين چنين خدايي است. او مدعي است كه جهان هستي را آفريده؛ او برتر است، داناي مطلق و قادر مطلق است. او از ازل بوده و همه چيز در دستان او است.

خداوند ميفرمايد: «من زمين را ساختم و انسان را بر آن آفريدم. دستهاي من آسمانها را گسترانيد.» (اشعيا 45 : 12) «من قادر مطلق هستم و ديگري نيست. خدا هستم و نظير من ني.» (اشعيا 46 : 9) «من هستم الف و يا، اول و آخر، ميگويد آن خداوند خدا كه هست و بود و ميآيد، قادر عليالاطلاق.» (مكاشفه 1 : 8)

2- ذات خداوند - خدايي كه ميتوان او را شخصاً شناخت.

0 اين روزها اين طرز فكر بسيار پر طرفدار است كه خدا را نوعي ميدان نيرو در نظر ميگيرند كه در همه چيز وجود دارد. حتي اگر قبول كنيم تمامي چيزهايي كه وجود دارند لحظه به لحظه به وسيلة قدرت خدا نگهداري و حمايت ميشوند، باز هم بايد اذعان كرد كه دربارة خداوند بيش از اينها ميتوان گفت. براي مثال بهتر نيست خدايي داشته باشيم كه بيشتر شبيه والدين مان، خواهر يا برادرمان و يا دوستمان باشد؟ كسي كه بتوانيم با او حرف بزنيم، مشكلات خود را با او در ميان بگذاريم، از او راهنمايي بخواهيم و زندگي را با او تجربه كنيم؟

تصور خدايي كه فاقد شخصيت است، ناشناخته است و صميمي نيست، چه مزيتي دارد؟

عليرغم عظمت و ابهت، و تفاوتي كه خداوند با ما دارد، بايد بدانيد كه خداي كتاب مقدس را ميتوان شناخت. او خود مايل است تا شناخته شود. اگرچه خداوند مرئي و قابل رويت نيست، اما ما ميتوانيم با او صحبت كنيم. ما ميتوانيم سوالات خود را از او بپرسيم و به او گوش دهيم، او به سوالات ما پاسخ خواهد داد و ما را در زندگي راهنمايي خواهد نمود. خداوند اغلب اوقات پاسخها و راهنمايي هاي خود را از طريق كلام خود، يعني كتاب مقدس به ما ميدهد. بسياري از مردم اين عنوان را به كتاب مقدس داده اند: «نامة عاشقانة خدا به ما.»

يك شخص واقعاً ميتواند همان رابطه اي را كه با افراد نزديك فاميل خود دارد، با خداوند داشته باشد. در حقيقت، خداوند تمامي كساني را كه او را ميشناسند، فرزندان، عروس و دوستان خود خطاب ميكند. پس ميبينيم كه خدا نميتواند فاقد شخصيت باشد. خداوند گاهي عصباني يا غمگين ميشود، و گاهي رحمت و بخشش و گذشت و مهرباني از خود نشان ميدهد. خداوند وجودي كاملاً احساساتي است. خداوند بسيار خردمند و داناست، او با شخصيت است و لطافت طبع دارد. بجز واقعيت هايي كه در مورد خدا ميدانيم، ما ميتوانيم خدا را از نزديك همانند يك دوست صميمي بشناسيم. در كتاب مقدس ميخوانيم: «و حيات جاوداني اين است كه تو را خداي واحد حقيقي و عيسي مسيح را كه فرستاد بشناسند.» (يوحنا 17 : 3)

3- ذات خداوند - خدايي كه قادر است در تجربيات بشر شريك باشد.

0 برخي اينگونه تصور ميكنند كه خدا از ما بسيار دور است و از ما فاصله دارد. آنها فكر ميكنند كه خدا جهان را خلق كرد ولي بعد آن را به حال خود رها نمود تا خود به خود اداره شود. بهتر نيست خدايي داشته باشيم كه خود در جريان و عملكرد جهان هستي دخيل باشد، بخصوص در آنچه بر كرة زمين اتفاق ميافتد؟

آيا بهتر نيست كه خداوند در ارتباط با مشكلات بخصوصي كه ما انسانها با آن روبرو هستيم و يا مسئوليت هايي كه بر عهدة ماست و يا در مبارزاتي كه با آن درگير هستيم، دخالتي مستقيم داشته باشد؟ بهتر نيست اگر خدايي داشته باشيم كه تمامي اينها را ميفهمد، خدايي كه خود به خوبي ميداند چگونه بايد زندگي در چنين دنياي خشن و ناملايمي كه خودش اجازه داده است تا وجود داشته باشد را تحمل نمود؟

خداي كتاب مقدس ميداند كه همانند ما انسانها بودن چه معنايي دارد؟ عيسي مسيح نه تنها پسر خدا بود، بلكه او خود خداوند بود كه جسم و طبيعت و خوي انساني را به خود گرفت.

«در ابتدا كلمه بود و كلمه نزد خدا بود و كلمه خدا بود.» (يوحنا 1 : 1) «و كلمه جسم گرديد و در ميان ما ساكن شد.» (يوحنا 1 : 14)

كتاب مقدس دربارة پسر خدا ميگويد: «كه فروغ جلالش و خاتم جوهرش بوده و به كلمة قوت خود حامل همة موجودات بوده.» (عبرانيان 1 : 3) «او صورت خداي ناديده است.» (كولسيان 1 : 15) «و خداي قدير و پدر سرمدي و سرور سلامتي خوانده خواهد شد.» (اشعيا 9 : 6)

«و چون در شكل انسان يافت شد.» (فيليپيان 2 : 8) «كه در وي از جهت جسم، تمامي پري الوهيت ساكن است.» (كولسيان 2 : 9)

«زيرا كه در او همه چيز آفريده شد، آنچه در آسمان و آنچه بر زمين است از چيزهاي ديدني و ناديدني.» (كولسيان 1 : 16)

عيسي دربارة خود فرمود: «كسي كه مرا ديد پدر را ديده است.» (يوحنا 14 : 9) «و كسي كه مرا ديد فرستندة مرا ديده است.» (يوحنا 12 : 45) «من و پدر يك هستيم.» (يوحنا 10 : 30)

اگر چه عيسي كاملاً مانند خدا بود، اما در عين حال كاملاً مانند انسان هم بود. او گرسنه شد، خوابيد، گريست و غذا خورد. او تمامي مشكلاتي را كه ما امروز با آن روبرو هستيم، تحمل نمود. بنابراين كتاب مقدس ميفرمايد: «اين كاهن اعظم از ضعف هاي ما بيخبر نيست، زيرا او خود در همين امور وسوسه شد، اما حتي يك بار هم به زانو در نيامد و گناه نكرد.» (عبرانيان 4 : 15)

پس خداي كتاب مقدس از درد و رنج، و شريري كه در دنياي ما وجود دارد، جدا و به دور نماند. او زندگي را با سختيهاي آن تحمل نمود همانطور كه ما نيز بايد تحمل كنيم. در حقيقت او طي مدتي كه بر روي زمين بود، بسيار متواضعانه و فروتنانه زندگي كرد. او در خانه اي محقر به دنيا آمد، از لحاظ ظاهري جذاب نبود، با تبعيض و تعصب و تنفر مواجه شد، حتي دوستان و خويشاوندانش او را درك نكردند و بالاخره با بيعدالتي تمام به صليب كشيده شد.

4- ذات خداوند - خدايي كه واقعاً به ما علاقمند است و از ما مواظبت ميكند.

0

اغلب ما مايل هستيم تا از جانب ديگران پذيرفته شده و آنها ما را دوست بدارند. ما ميخواهيم كه مردم واقعاً براي ما اهميت قائل شوند و اين علاقه صرفاً بيان كلمات ظاهري نباشد. ما ميخواهيم كه علاقة آنها به وسيلة اعمالشان براي ما ثابت شود. آيا همين انتظار را از خدا نداريم؟ يعني منظورم اين است كه آيا اين يك وضع ايده ال نبود اگر خداوند علاقه و عشق خود را با دليل و مدرك قابل لمس به ما ثابت ميكرد؟

خداي كتاب مقدس واقعاً ما را دوست دارد. او اين حقيقت را در كلام خود بازگو كرده است. در حقيقت، كتاب مقدس ميفرمايد: «زيرا خدا محبت است.» (اول يوحنا 4 : 8) و باز ميخوانيم: «خدا محبت است.» (اول يوحنا 4: 16) اما كلمات به اندازة اعمال بيانگر علاقه و محبت نيستند و باعث ايجاد ارتباط نميشوند. در اينجا است كه متوجه ميشويم خداي كتاب مقدس چقدر با هيبت و بي نظير است. او در عمل به ما نشان داد كه تا چه اندازه ما را دوست دارد.

«و محبت خدا به ما ظاهر شده است به اينكه خدا پسر يگانة خود را به جهان فرستاده است تا به وي زيست نماييم. و محبت در همين است، نه آنكه ما خدا را محبت نموديم، بلكه اينكه او ما را محبت نمود و پسر خود را فرستاد تا كفارة گناهان ما شود.» (اول يوحنا 4 : 9 - 10) «زيرا خدا جهان را اينقدر محبت نمود كه پسر يگانة خود را داد تا هر كه بر او ايمان آورد، هلاك نگردد بلكه حيات جاوداني يابد.» (يوحنا 3 : 16)

خداي كتاب مقدس ميفرمايد كه او كامل و مقدس است. «خدا نور است و هيچ ظلمت در وي هرگز نيست.» (اول يوحنا1 : 5) همين گونه نيز او طالب رابطه اي پاك و مقدس است. به همين خاطر خدا پسرش را فرستاد تا راهي مهيا سازد كه ما نيز در مقابل او پاك و مقدس شويم. عيسي در دوران زندگي خود، به لحاظ اخلاقي، عاري از هر گناه و كامل زندگي كرد. اما او را تازيانه زدند، شكنجه اش كردند و او را به صليب كشيدند. چرا؟ به خاطر اينكه مجازاتي براي تمامي حرفها، كارها و افكار نادرست ما (كه گناهان ناميده ميشوند) باشد. به عبارتي او به جاي ما و بابت گناهان ما مْرد. در كتاب مقدس ميخوانيم: «زيرا او را كه گناه نشناخت، در راه ما گناه ساخت تا ما در وي عدالت شويم.» (دوم قرنتيان 5 : 21)

«جميع ما مثل گوسفندان گمراه شده بوديم و هر يكي از ما به راه خود برگشته بود و خداوند گناه جميع ما را بر وي نهاد.» (اشعيا 53 : 6)

خداوند به قدري ما را دوست داشت كه پسر خود را فرستاد تا به جاي ما و به خاطر گناهان ما بميرد. از اينجا معلوم ميشود كه خدا تا چه اندازه مايل بود تا ما را بشناسد. او حاضر بود هر كاري كه لازم باشد انجام دهد... و بايد تكليف گناهان ما روشن ميشد. اكنون ما ميتوانيم بخشش كامل خدا را دريافت كرده و يك رابطة بدون مانع را با خداوند آغاز كنيم.

5- ذات خداوند - خدايي كه همه چيز را تحت كنترل خود دارد.

شايد با خود فكر كنيد كه تمامي اتفاقات ناگوار و وحشتناك در اين جهان ثابت ميكنند كه يك خداي قادر مطلق وجود ندارد. اينطور نيست؟ نه لزوماً اينطور نيست. حتي يك خداي كامل و بي نقص هم ممكن است زماني اجازه دهد تا رويدادهاي ناگوار به عنوان قسمتي از نقشة والاتر او، اتفاق بيفتند. خداوند به خوبي بر اين موضوع واقف است كه در چه زماني چه اتفاقي رخ خواهد داد و به خاطر نقشة عالي اي كه دارد اجازه ميدهد كه اينگونه باشد.

خداي كتاب مقدس اينچنين خدايي است. او مدعي است كه بدون فرمودة او هيچ چيز بر روي زمين اتفاق نميافتد. او كاملاً بر همه چيز تسلط و حكمفرمايي دارد. «كيست كه بگويد و واقع شود اگر خداوند امر نفرموده باشد.» (مراثي 3 : 37) «آخر را از ابتدا و آنچه را كه واقع نشده از قديم بيان ميكنم و ميگويم كه ارادة من برقرار خواهد ماند و تمامي مسرت خويش را به جا خواهم آورد.» (اشعيا 46 : 10) «مشورت خداوند قائم است تا ابدالآباد؛ تدابير قلب او تا دهرالدهور.» (مزمور 33 : 11) «فكرهاي بسيار در دل انسان است، اما آنچه ثابت ماند مشورت خداوند است.» (امثال 19 : 21)

البته اين بدان معنا نيست كه خداوند از هر آنچه اتفاق ميافتد راضي و خشنود است. براي مثال عيسي به شاگردان خود آموخت كه چگونه بايد دعا كنند و يكي از بيانات كليدي در اين دعا از اين قرار است: «ارادة تو چنانكه در آسمان است، بر زمين نيز كرده شود.» (متي 6 : 10) ارادة خداوند همواره در بهشت و در آسمان بجا آورده ميشود، ولي نه بر روي زمين. عليرغم اينكه خداوند قدرت عاليه است و بر همه چيز تسلط دارد، او تمامي اتفاقاتي را كه بر زمين ميافتد دوست ندارد. اما او به يك دليل اجازه ميدهد كه اين اتفاقات بيفتند (ارادة اجازه دهندة او)، شايد به خاطر بخشي از آزادي انتخابي كه ما به عنوان انسان از آن برخوردار هستيم.

با تمام اين تفاصيل، خداي كتاب مقدس براي ما نقشه اي تدارك ديده است و تا زماني كه آن را عملي نسازد آرام نخواهد گرفت. «تا مقاصد دل او را به جا نياورد و به انجام نرساند بر نخواهد گشت.» (ارميا 23 : 20) اين نقشة عالي چيست؟ هدف نهايي خداوند اين است كه در مكاني غير از آنچه اكنون آن را تجربه ميكنيم، با انسان ساكن شود. دربارة دنياي ديگر، خداوند ميفرمايد: «اينك خيمة خدا با آدميان است و با ايشان ساكن خواهد بود و ايشان قومهاي او خواهند بود و خود خدا با ايشان خداي ايشان خواهد بود. و خدا هر اشكي را از چشمان ايشان پاك خواهد كرد. و بعد از آن موت نخواهد بود و ماتم و ناله و درد ديگر رو نخواهد نمود زيرا كه چيزهاي اول درگذشت.» (مكاشفه 21 : 3 - 5)

6- ذات خداوند - خدايي كه به زندگي معنا و هدف ميبخشد.

زماني را به خاطر بياوريد كه يك پروژه يا كار مهم را به پايان رسانديد، احتمالاً احساس خوبي را كه موقع رسيدن به هدفتان داشتيد به ياد ميآوريد. اما آيا اين تمامي آن چيزي است كه شما در زندگي به دنبالش هستيد؟ آيا اين كافي است كه فقط به يك جايي برسيم؟ آيا اين امكان وجود دارد كه خداوند شما را براي هدفي خلق كرده باشد و قادر باشد شما را هدايت نمايد تا آن هدف را تجربه كنيد؟

بلي، خداي كتاب مقدس ميتواند اين كار را انجام دهد. او به ما وعده داده است كه قادر است زندگي ما را معنادار و هدف دار سازد. از طريق ايجاد رابطه با خدا ما ميتوانيم «كارهاي نيكو كه خدا قبل مهيا نمود تا در آنها سلوك نماييم» (افسسيان 2 : 10) را انجام دهيم. ما قادر هستيم تا تغييرات مثبتي در زندگي ديگران ايجاد نماييم. ما ميتوانيم قسمتي از نقشة عالي خداوند باشيم.

خداي كتاب مقدس همچنين ميگويد، اگر ما ارتباطي لحظه به لحظه و تنگاتنگ با او داشته باشيم، او قدمهاي ما را هدايت خواهد كرد، طوري كه قادر خواهيم بود كارهايي را انجام دهيم كه باعث خشنودي خدا شده و در عين حال همواره به نفع و سود ما نيز باشد. «در همة راه هاي خود او را بشناس، و او طريقهايت را راست خواهد گردانيد.» (امثال 3 : 6) مفهوم اين گفته اين نيست كه از اين به بعد زندگي شما كاملاً مبدل به يك زندگي كامل و عالي خواهد شد. باز هم بيماري، مشكلات زندگي و شكست هاي شخصي در زندگي شما وجود خواهد داشت. زندگي شما بي عيب و نقص نخواهد شد ولي يك زندگي غني تر را تجربه خواهيد نمود. خداوند ميفرمايد كه فوايد شناخت او از اين قرار است: «ليكن ثمرة روح، محبت و خوشي و سلامتي و حلم و مهرباني و نيكويي و ايمان و تواضع و پرهيزكاري است.» (غلاطيان 5 : 22)

7- ذات خداوند - خدايي كه كمال و غايت را به ما تقديم مينمايد.

ما همواره در جستجوي عشق و طالب پذيرفته شدن از جانب ديگران هستيم، و اغلب به دنبال دستيابي به كمال و احساس رضايت كامل در زندگي ميباشيم. به نظر ميرسد يك تشنگي يكسان و مشترك در بين همة ما وجود دارد كه مشتاق است تا سيراب شود. اما اگرچه ما سعي ميكنيم تا اين تشنگي را با چيزهايي از قبيل پول و ثروت، دارايي و املاك، روابط عاشقانه و يا حتي تفريح و سرگرمي فرو نشانيم، ولي مي بينيم كه قانع و راضي نميشويم. آيا حضور خدايي كه بتواند اين تشنگي را فرو نشانده و باعث ايجاد رضايت و خشنودي در ما گردد، عالي و فوق العاده نيست؟

خداي كتاب مقدس يك زندگي با حداكثر رضامندي ممكن را به ما تقديم ميكند. عيسي فرمود: «من آمدم تا ايشان حيات يابند و آن را زيادتر حاصل كنند.» (يوحنا 10 : 10)

عيسي همچنين فرمود: «من نان حيات هستم. كسي كه نزد من آيد، هرگز گرسنه نشود و هر كه به من ايمان آرد، هرگز تشنه نگردد.» (يوحنا 6 : 35) بنابراين خداي كتاب مقدس به ما قول ميدهد كه آن اشتياق و ميل دروني را كه هيچ چيز ديگري ظاهراً قادر نيست در ما فرو نشاند، با حضور خودش در ما سيراب نمايد (احتمالاً خداوند ما را اينگونه آفريده كه دقيقاً همين اتفاق نيز بيفتد).

خداي ايده ال

به گفتة كتاب مقدس، تنها يك خداي حقيقي وجود دارد، تنها يك خالق كه همه چيز را آفريده است. و آن خدا، يك خداي «ايده ال» است. ما نميتوانيم آرزو كنيم كه خداي ديگري وجود داشته باشد، اما حتي اگر ميتوانستيم اين آرزو را بكنيم، چرا بايد اين كار را ميكرديم؟ خداي حقيقي ما بهترين خداي ممكن است.

با اين مقاله، تنها نگاهي اجمالي و سطحي به خداي كتاب مقدس انداختيم. اگر شما مايل هستيد تا در اين مورد بيشتر تحقيق و جستجو كنيد، ميتوانيد «انجيل يوحنا» را از كتاب مقدس مطالعه كنيد. اگر شما صادق هستيد و اگر خداي كتاب مقدس واقعي است، پس آيا اين احتمال وجود ندارد كه او خود را بر شما آشكار سازد؟ «من دوست ميدارم آناني را كه مرا دوست ميدارند. و هر كه مرا به جد و جهد بطلبد مرا خواهد يافت.» (امثال 8 : 17) «سوال كنيد كه به شما داده خواهد شد؛ بطلبيد كه خواهيد يافت؛ بكوبيد كه براي شما باز كرده خواهد شد.» (متي 7 : 7)

آيا برايتان جالب است بدانيد كه چگونه ميتوانيد با اين خداي ايده ال آشنا شويد؟ اساساً آغاز ارتباط با خدا بسيار شبيه به شروع يك رابطة ازدواج است. براي ازدواج تصميم ميگيريد كه با ميل و اشتياق با شخص مقابل رابطه اي را شروع كنيد. در مورد خدا نيز به همين صورت عمل ميكنيد. فقط كافي است با خلوص نيت و صادقانه به خدا بگوييد: «بلي، موافقم.»

عيسي مسيح به خاطر گناهان ما جان خود را فدا كرد. او سه روز بعد از مردگان قيام نمود و امروز صحيح و سالم و زنده در كنار ما است. او اكنون زندگي جديدي را به ما پيشنهاد ميكند، به شرط آنكه ما نيز به نوبة خود براي بخشش گناهانمان به او اعتماد كنيم. «و ارادة فرستندة من اين است كه هر كه پسر را ديد و بدو ايمان آورد، حيات جاوداني داشته باشد و من در روز بازپسين او را خواهم برخيزانيد.» (يوحنا 6 : 40)

خداوند هيچ انساني را بزرگ نميشمارد. او همة انسانها را به شكل خود خلق نمود. بدين سان خانوادة ابدي او به اين شكل توصيف شده است: «گروهي عظيم كه هيچكس ايشان را نتواند شمرد، از هر امت و قبيله و قوم و زبان.» (مكاشفه 7 : 9)

وجود هيچ گناهي در زندگي شما مانع از ايجاد رابطه با خدا نميشود. عيسي بار تمامي گناهان ما را بر روي صليب بر دوش گرفت. اكنون اين به عهدة شماست كه بدون در نظر گرفتن اينكه در گذشته مرتكب چه گناهاني شده ايد، به اين حقيقت ايمان آوريد كه عيسي به خاطر گناهان شما و به جاي شما مْرد و جريمة گناهان شما را پرداخت نمود.

زماني كه شما رابطة خود را با خدا آغاز ميكنيد، بايد بدانيد كه اين رابطه تا به ابد ادامه دارد. رابطة شما با خدا بايستي رابطه اي زنده و كاربردي در زندگي كنوني شما باشد، رابطه اي كه با گذشت زمان روندي رو به رشد خواهد داشت. همانند هر رابطة ديگري، رابطة شما با خدا نيز بالا و پايين و پستي و بلنديهاي خاص خود، و همچنين شاديها و غمها را به همراه خود خواهد داشت. اما شما با خدايي در ارتباط خواهيد بود كه شما را به همين دليل خلق كرده است تا او را بشناسيد.

آيا احساس ميكنيد كه خداوند تلاش ميكند تا وارد قلب شما شود؟ عيسي فرمود: «اينك بر در ايستاده ميكوبم؛ اگر كسي آواز مرا بشنود و در را باز كند نزد او در خواهم آمد.» (مكاشفه 3 : 20) اگر مايل هستيد هم اينك خدا را به زندگي خود دعوت كنيد، پيشنهاد ميكنيم اين دعا را بخوانيد تا او شما را هدايت نمايد: (اگرچه لازم به ذكر است كه اين كلمات نيستند كه اهميت دارند، بلكه صداقت و نيت قلبي شماست كه مهم است.)

«خداي عزيز، من اعتراف ميكنم كه گناهكار هستم. از تو متشكرم كه تمامي گناهان مرا بر روي صليب به وسيلة عيسي مسيح بر خود گرفتي. ميخواهم بخشش تو را پذيرفته و با تو ارتباط برقرار كنم. از تو خواهش ميكنم به عنوان منجي و خداوندم وارد زندگي ام شوي. از امروز به بعد خداوند زندگي من باش و از من آن وجودي را بساز كه مايل هستي باشم.»

اگر مايل هستيد دربارة ايجاد ارتباط با خدا بيشتر بدانيد، لطفاً متصل شدن را ملاحظه كنيد. اگر در اين رابطه تصميم خود را گرفته ايد، ما بسيار مشتاق خواهيم بود تا اين موضوع را بدانيم. لطفاً با ما تماس بگيريد. اگر در ارتباط با اين مقاله سوالي داريد، و يا احتياج به اطلاعات بيشتري در بارة خدا داريد و يا مايليد با ديگر دانشجويان ارتباط برقرار كنيد، از طريق ايميل با ما تماس بگيريد.

+ من الان از عیسی مسیح خواستم به زندگیم وارد شود. (در ادامه اطلاعات مفیدی وجود دارد)

+ من تردید دارم، خواهش میکنم که در این مورد بیشتر توضیح دهید.

+ من یک سئوال دارم....

 

+  این صفحه را با دیگران تقسیم کنید +  چطور میتوانیم با خداوند رابطه شخصی خود را آغاز نمائیم؟